محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

273

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

جناب مشار اليه فرموده بعضى از امراء و قورچيان كه حاضر بودند آن مقدمه را حمل بر تهديد كرده در ارتكاب قتل خان عاليشأن تأمل مينمودند و نايرهء غضب شاهزادهء سكندر حسب التهاب يافته بعضى از قلقچيان كارخانه را فرمود كه بضرب لگد سرى را كه تا غايت بگردون فرو نمىآمد ، به خاك برابر ساختند . پس از آن « 1 » ، خان يلداش را حاضر ساخته برين قياس او را هم بعنوانى كشتند و جسد ناز پرورش را به خاك خوارى « 2 » انداختند و برادرش مرشد قلى [ را نيز ] القصه از امراى قزلباش ، به غير از حسن سلطان ولد شاهوردى خليفه و از اكابر تازيكيه ، ميرزا محمّد و ميرزا لطفى را گذاشته باقى را بسياستگاه آورده به گذشته‌ها ملحق گردانيدند و هر يك را بطريقى حرف زندگانى از لوح وجود سترده بياران سابق رسانيدند . على الصباح ، « 3 » كه خسرو شرقى انتساب روز به تيغ زر اندود آفتاب عالم فروز ، حروف ظلمت اندود شب زنگى سلب را از صفحهء روزگار محو ساخت ، منهى جاسوس طبع زمان ، خبر كشتن امراى رفيع مكان را بر زبانها انداخت و لشكريان امراى مذكوره بعد از استماع اين خبر ، به اغواى بعضى از فسده ارادهء فسادى بخاطر آوردند و چون نواب مرشد قليخان ، از داعيهء فاسدهء آن جماعت آگاه گشت ، جمعى را برين داشت تا آوازهء شاهى سون « 4 » انداخته آن گروه را از آن ارادهء غلط گذرانيدند و اسباب و جهات امراى مقتول را آنچه از اشياء نفيسه معتبر بود ، جهت سركار پادشاهى ضبط نموده باقى را صلاى عام در دادند و لشكريان و ملازمان امراى مشار اليهم جمعى كه اعتبارى و سامانى داشتند ، قورچى و ملازم ساختند و باقى را ملازم امراى امجد گردانيده برعايت جانب ايشان پرداختند .

--> ( 1 ) - م : بعد از آن ( 2 ) - د : خارى . ( 3 ) - م : و على الصباح . ( 4 ) - م : سيون .